
درباره وبلاگ تقدیم به او که عاشقانه دوستش دارم:با هزار و یک ترفندشاخه گلی مصنوعی رادر میان گل های شاداب گلدانت پنهان کردمو بر دفتر خاطراتت نوشتمتو را دوست خواهم داشتتا زمانی که آخرین گل پژمرده شود... ...
ادامه مطلب
دست به دامن خدا که میشوم ، چیزی آهسته درون من به صدا در می آید که نترس ! ز باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست ! ...
ادامه مطلب
بغضهایم را ... به ابرها می دهم، و قلبم را از نام تو پر می کنم ... باران که ببارد، آواز قلبم شنیدنی است ... ...
ادامه مطلب
عمر عقاب 70 سال است ولی عقاب به سن 40 سالگی که میرسه چنگال هاش بلند میشن و انعطاف قبل رو برا گرفتن شکار ندارن نوکش تیزو بلند و خمیده میشه و شهبالهای کهنسالش بر اثر پیری به سینش میچسبه و پرواز کردن رو براش دشوار میکنه اونوقته که عقاب بر سر دو راهی قرار میگیره بمیرد یا دوباره متولد شود ولی چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟؟ عقاب به قله ای بلند پرواز میکند نوک خود را به صخره میکوبد تا کنده شود و منتظر روییدن نوک جدید میشود با نوک جدید تک تک چنگال های خود را میکند تا چنگال های جدید بروید و بعد شروع به کندن پرهای کهنه م...
ادامه مطلب
دست به دامن خدا که میشوم ،چیزی آهسته درون من به صدا در می آید که نترس !ز باختن تا ساختن دوباره فاصله ای نیست !...
ادامه مطلب
xa0 ﯾﻪ ﺭﻭﺯﺍﯾﯽxa0ﯾﻪ ﺷﺒﺎﯾﯽxa0ﺑﻪ ﯾﻪxa0آﺩم ﺧﺎﺻﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺩﺍﺭﯼxa0ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ ﺑﺮ ﻣﯿﺪﺍﺭﯼ ﺷﻤﺎﺭﺷﻮ ﺑﮕﯿﺮﯼxa0ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺑﯽ ﻓﺎﯾﺪه ﺱxa0ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﻟﮕﯿﺮ ﻭ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﮐﻪ ﯾﻬﻮ ﺑﺨﻮﺩﺕxa0ﻣﯿﺎﯼxa0ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﯼ ﺑﻪ ﯾﻪ ﺻﻔﺤﻪ ﯼxa0خالي بي جوابxa0ﺍﺷﮑﺎﺕ ﺳﺮﺍﺯﯾﺮ ﺷﺪﻥxa0ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯿﮕﯽxa0ﺍﻭﻥ ﻫﻤﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦxa0ﺍﺧﺮﺵ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭﯼ ﺷﺪ ...؟xa0مادر " مرا ببخش درد بدنم بهانه بود !xa0کسی رهایم کرده بود...xa0که صدای بلند گریه امxa0اشک هایت را در آورد...!!!....
ادامه مطلب
xa0 سلام به همه دوستانی که شاید منو از یاد نبرده باشن بازم میام به زودی دوباره میخوام بنویسمxa0 آرزومند آرزوهایتانxa0 میلاد...
ادامه مطلب